| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
يا مقلب القلوب و الابصار
|+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1385/12/28 و ساعت 18:17 |
نوروز
نوروز و آيينهاي پر رمز و راز پيوسته بدان، يكي از شورانگيزترين يادگارهاي جاودانه ايرانيان است كه در گذار تاريخي اش كه تا بيست سده پيش از ميلاد مسيح هم برآورد شده، راههاي دراز و گذرگاههاي دشواري را پشت سر گذاشته و ضمن عبور سرافرازانه از همه كورانها به فرزندان اين سرزمين روحيه داده و پيام آور سرزندگي، ايستادگي و سازندگي بوده است. اساطير مذهبي، نوروز را روز آفرينش جهان گفته اند؛ روزي كه خداوند به هفت اختر فرمان داد تا چرخش خود را آغاز كنند.همچنين، روزي است كه «آدم» آفريده شد و بدين اعتبار بايد گفت كه نوروز آغاز زندگي است و همزاد آدم، همزاد و همراهي جاودانه. پس گستره معنايي نوروز به گستردگي معناي زندگي است.اما اساطير تاريخي، نوروز را به «جمشيد» نسبت مي دهند: نوروز روزي است كه جمشيد به نبرد ديوان و پليدان رفت و آن گاه پرستش يزدان را آغاز كرد. چون به آذربايجان رسيد، فرمود تخت مرصعي بر جاي بلندي رو به جانب شرق گذارند و خود تاج مرصعي بر سر نهاده، بر آن تخت بنشست. همين كه آفتاب طلوع كرد و پرتواش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعي در غايت روشني پديد آمد. مردمان از آن شاد شدند و گفتند كه اين «روز نو» است.ابوريحان بيروني نيز مي گويد: نخستين روز است از فروردين ماه، وزين جهت «روز نو» نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است. ترديدي نيست كه نوروز در گذر زمان، جامه پرداخته است و آيين هاي ويژه اش در اثر تعامل با رويدادهاي تاريخي و هماهنگ با جزر و مدهاي سياسي اجتماعي، برخي كاهش يا افزايش يافته اند و برخي جايگزين شده اند؛ اما در نزد ايرانيان هرگز از رونق نيفتاده اند و حتي اقوام و فرهنگهاي بيگانه غلبه يافته بر اين سرزمين نيز- خواه ناخواه، كم و بيش- آن را پذيرفته اند و نوروز را فرصتي شمرده اند براي نزديكي و سازگاري با مردم ايران زمين.
پذيرفته شدن اسلام در ايران نيز همچون ديگر رويدادهاي تاريخ ساز، موجب شد كه شماري از ارزشها و باورهاي پيشين جايشان را به سنتهاي تازه بسپارند، يا در هم آميختند و پديده اي نو آفريده شد. اما پاره اي ديگر به همان شيوه باستاني پايدار ماندند، نوروز يكي از آيينهاي پيشين است كه باقي ماند. نمونه اي از همساز شدن باورهاي اساطيري نوروز با ارزشهاي تازه مسلماني، روايتي است حاكي از اين كه جبرئيل امين(ع) در روز نوروز نخستين بار بر پيامبر اكرم(ص) نازل شد. يا گفته اند كه حضرت علي(ع) در سال دهم هجري و همزمان با نوروز ايراني، به جانشيني حضرت نبوي برگزيده شد و هم در روز هجدهم ذي الحجه سال 35 هجري، كه مصادف با نوروز بود، زمام حكومت اسلامي را به دست گرفت و بدين سان، آيينهاي باستاني نوروز در آميزش با باورها و ارزشهاي مذهبي تازه تقدس يافتند. در روايت هاي تاريخي آمده است كه حتي خلفاي اموي هم كه از سر تعصب قومي و نژادي با بغض به نوروز مي نگريستند، سرانجام به آن تن دادند، همچنانكه معاويه نيز از برگزاري آيينهاي نوروزي جلوگيري نكرد، زيرا از محل عيدانه ها و هداياي نوروزي درآمد سرشاري داشت كه تا ده ميليون درهم در سال برآورده شده است. پيش از آن در يورشهاي اسكندر و هياطله، و پس از آن، در تركتازي هاي چنگيز و تيمور و اينك در چالشهاي معاصر با فرهنگ و تمدن نيز كاروان نوروزي به شادماني راه خود را پيموده است و مي پيمايد.بدين سان، نوروز باور مشترك و نماد آييني و ملي همه ايرانيان و حتي فارسي زبانان خارج از جغرافياي فعلي ايران شده است؛ رشته اي اگسستني كه انديشه و جان ايرانيان را در روند توالي نسلهاي پياپي به يكديگر پيوند داده و هويت فرهنگي ايراني را به ارمغان آورده است.امروزه علاوه بر ايران و ايرانيان، گستره چشمگيري از مراكز تمدن بشري نيز آيينهاي نوروزي را برپا مي دارند: پاكستان، هند، افغانستان، چين، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان، ازبكستان، آذربايجان، ارمنستان، گرجستان، تركيه؛ مردمان اين سرزمينها همراه با نوروز، نوزايي و دگرگوني طبيعت را جشن مي گيرند و با آن دمساز مي شوند.آري، دمسازي و كنار آمدن با طبيعت، درون مايه آيينهاي نوروزي است. نوروز با طبيعت و با انسان مبارزه نمي كند تا بر آنها چيره شود؛ نوروز آنچه را در زمستان از بين رفته است، دوباره مي سازد. جشن رستاخيز دوباره زندگي را به همه زندگان اعلام مي كند و همگان را بدين جشن فرا مي خواند.نوروز، چكيده ناب توانايي انسان در هماهنگي با طبيعت در راستاي باز آفريني طبيعت است و باورهاي اساطيري و تاريخي و ارزشهاي ديني و ملي نيز آن را پرشورتر كرده اند. شگفت آن كه اين عناصر چنان در هم آميخته شده اند كه جدا كردنشان نه تنها آسان نيست، بلكه يكپارچگي و كارآيي نوروز را نابود مي كند. از سوي ديگر، نوروز يك پيام جهاني دارد و همه ملتها مي توانند اين پيام را دريافت كنند.نوروز با باورهاي ديني، مذهبي، قومي، نژادي و فرهنگي هيچ كس سر ستيز ندارد و آسيبي به آنها نمي رساند. علاوه بر اين، عناصر مشترك و همساز با روحيه و ذوق همه انسانها و گرايش به سوي انگيزشهاي مهرآميز و عاطفي و همبستگي كه در فطرت مشترك همه انسانها سرشته شده، در نوروز چنان زياد است كه آن را مقبول همه طبايع و فرهنگها ساخته است. تاريخ هم اين ويژگي را به اثبات رسانده است كه نوروز مي تواند محور دوستي ملتها باشد. اين پيام زيبا و انساني اگر چه آرماني مي نمايد، اما غيرممكن نيست. آموزه هاي تاريخي حاكي از آن هستند كه ما به مفهوم تمام بشريت در گذشته هاي بسيار دور با هم بوده ايم، با هم انديشيده ايم، از يك جا حركت كرده ايم و بعد پراكنده شده ايم و به علت اين پراكندگي، گوهر يگانگي خود را گم كرده ايم. اما نوروز اين گذشته را براي ما بازآفريني مي كند و از اين راه به هويت يگانه خويش باز مي گرديم. پس نوروز ميراث معنوي مشترك همه انسانها و بشريت است. |+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1385/12/28 و ساعت 18:2 |
خصوصیات دانشجوهای کشورهای مختلف
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند! کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند! پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید! اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد! انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند! ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید |+| نوشته شده توسط من و اون در شنبه 1385/12/19 و ساعت 18:37 |
جمع آوري اطلاعات از نوع دو نفري
|+| نوشته شده توسط من و اون در چهارشنبه 1385/12/16 و ساعت 10:39 |
ببخشید ساعت چنده؟
مرد جوون: ببخشين آقا ، می تونم بپرسم ساعت چنده؟
پيرمرد: معلومه كه نه! جوون: ولی چرا؟! مثلا" اگه ساعت رو به من بگی چی از دست ميدی؟! پيرمرد: ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم! جوون: ميشه بگی چطور همچين چيزی ممكنه؟! پيرمرد: ببين... اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كنی و فردا هم بخوای دوباره ساعت رو از من بپرسی! جوون: كاملا" امكانش هست! پيرمرد: ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسی! جوون: كاملا" امكان داره! پيرمرد: يه روز ممكنه تو بيای به خونهء من و بگی كه فقط داشتی از اينجا رد ميشدی و اومدی كه يه سر به من بزنی! بعد من ممكنه از روی تعارف تو رو به يه فنجون چايی دعوت كنم! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم برای خوردن چايی بيای خونهء من و بپرسی كه اين چايی رو كی درست كرده؟! جوون: ممكنه! پيرمرد: بعد من بهت ميگم كه اين چايی رو دخترم درست كرده! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفی كنم و تو هم دختر من رو می پسندی! مرد جوون لبخند ميزنه! پيرمرد: بعد تو سعی می كنی كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كنی! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كنی و با همديگه بيرون بريد! مرد جوون لبخند ميزنه! پيرمرد: بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه! بعد از ملاقاتهای متوالی ، تو عاشق دختر من ميشی و بهش پيشنهاد ازدواج می كنی! مرد جوون لبخند ميزنه! پيرمرد: بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون برای من تعريف می كنين و از من اجازه برای ازدواج ميخواين! مرد جوون در حال لبخند: اوه بله! پيرمرد با عصبانيت: مردك ابله! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكی مثل تو كه حتی يه ساعت مچی هم از خودش نداره در نميارم!!! ---------- نتیجه اخلاقی: دفعه بعد به جای اینکه ساعت بپرسید به ساعت روی موبایل نگاه کنید یا اینکه به روش عصر حجر به خورشید نگاه کنید. نتیجه غیر اخلاقی: جوون ساعتش رو در میاره و نشون پیرمرد میده و میگه من خیلی وقته عاشق دختر شما هستم و می خواستم اجازه شو برای ازدواج بگیرم. نتیجه اقتصادی: اگه رفته بود از کس دیگه می پرسید زود تر به نتیجه می رسید و این داستان وقت ما دو نفر رو نمی گرفت. نتیجه سیاسی: اگه همه مون ساعت داشتیم و مثل ساعت کار می کردیم شهرام فرار نمی کرد. نتیجه بهداشتی: مصرف دوبار ماهی در هفته باعث افزایش امگا۳ در بدن انسان می شود. |+| نوشته شده توسط من و اون در پنجشنبه 1385/12/10 و ساعت 10:6 |
|
درباره وبلاگ
![]() سلام
ما دو نفریم - حالا شما هرچی می خواید فکر کنید - مهم اینه که ما تنها نیستیم !! به وبلاگ ما دو نفر هم خوش اومدین امیدواریم بتونیم وقت شما رو بگیریم نظر هم یادتون نره !! منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388خرداد 1388 بهمن 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 پيوندها
کـافـی نـت وتــــرا بید مجنون موسیقی ایرانی خاطرات آمحرضا (داستانهاي گلپايگاني) شلم شووربا فال حافظ کدهای جاوا قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |