| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
همه مشکل دارن ....
يه روز تصمیم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالای ساختمان پرت کنم پایین
............
طبقه دهم زوجی رو دیدم که عاشقانه یکدیگر رو در آغوش گرفته بودند
============
طبقه نهم پیتر رو دیدم که مثل همیشه تنها بود و گریه می کرد
![]() ============
طبقه هشتم مردی رو دیدم که نامزدش با بهترین دوستش هم خواب شده بود
![]() ============
طبقه هفتم دختری رو دیدم که قرص های ضد افسردگی روزانه اش رو می خورد
![]() ============
طبقه ششم شخص بیکار رو دیدیم که هفت تا روزنامه خریده بود و نا امیدانه دنبال کار می گشت
![]() ============
طبقه پنجم آقای وانگ رو دیدم که داشت لباش خانمومش رو می پوشید ؟؟ ![]() ============
![]() ============
طبقه سوم مرد پیری رو دیدم که امیدوارانه منتظر بود تا کسی زنگ خونه اش رو بزنه و به دیدنش بیاد ![]() ============
طبقه دوم لیلی همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از یک سال و نیم پیش نا پدید شده بود را می خورد ============
قبل از اینکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر می کردم من بد شانس ترین فرد دنیا هستم
![]() ============
الان می دونم که هر کسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره بعد از اینکه تمام اینها رو دیدم به این موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم
![]() ============
همه اون آدم هایی که دیدیم الان دارند به من نگاه می کنند
============
و حتما پیش خودشون فکر می کنند که اونقدر ها هم بدبخت نیستنند خیلی خوبه که آدم مهم باشه ولی مهم تر از همه اینه که آدم خوب باشه و هر مقامي هم كه باشه مغرور نباشه. |+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1385/05/30 و ساعت 19:53 |
قوانین منفی
هر چيزي راكه ميخواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نمي خـواهيـد!" قــوانين مــورفي مــجموعه اي از قوانين حاكم بر زندگي هستند كـه اكثر آنها از بدبيني نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخي دارند امـا بسياري از آنها نيز واقعيت هستند.
قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايـي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتوربه صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي ازقـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيزعينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد: 1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان! |+| نوشته شده توسط من و اون در جمعه 1385/05/27 و ساعت 19:22 |
بهشت یا جهنم
يكي بود يكي نبود . روزي از روزها بيل گيتز معروف افتاد و مرد . خداوند به او گفت : به خاطر خدمات تو در دنيا كه باعث شد در هر خانه اي يك كامپيوتر پيدا بشه و به خاطر ساختن ويندوز ميخواهم به تو لطفي را بكنم كه تا به حال به كسي نكرده ام . تو مختاري كه بهشت و جهنم را خودت انتخاب كني ؟
بيا بريم بهشت و جهنم را ببين بعد انتخاب كن . اول رفتند سراغ جهنم . بيل با تعجب ديد كه در جهنم ساحل درياي بسيار زيبايي هست كه مرد و زن در ساحل ان دارند اب بازي ميكنند و هوا بسيار معتدل است . بيل با ديدن جهنم گفت ديگر نيازي به ديدن بهشت نيست . خداوند گفت بيا بهشت را هم ببينيم . در بهشت بيل ديد كه در اسمان ابرهاي سفيد چاقي هست و فرشته ها دارند در بهشت بازي و ورجه ورجه ميكنند . ولي بهشت در نظر بيل به زيبايي جهنم نبود . پس بيل جهنم را انتخاب كرد . دو هفته بعد خداوند تصميم گرفت به ببيل سر بزنه . وقتي به سراغ بيل رفت ديد كه دست و پايش را به ديوار بسته اند و دارند او را شكنجه مي كنند . خداوند پرسيد بيل حالت خوبه ؟ بيل با نا اميدي گفت : اوضاع خيلي خيته . پس اون ساحل زيبا و زنان زيبا رو چه شدند ؟ خداوند جواب داد : انها اسكرين سيور بودند!!!!! |+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1385/05/23 و ساعت 13:18 |
7 نصیحت مولانا
۱. گشاده دست باش، جاری باش، كمك كن (مثل رود) ۲. باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) ۳. اگركسی اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب) ۴. وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) ۵. متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) ۶. بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) ۷. اگر می خواهی ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه) |+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1385/05/23 و ساعت 13:1 |
نظر دبيران در مورد عشق:
دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي: عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود. دبیر فیزیک: عشق جاذبه ای از طرف معشوق به عاشق با شتاب یک نگاه. |+| نوشته شده توسط من و اون در چهارشنبه 1385/05/04 و ساعت 11:50 |
|
درباره وبلاگ
![]() سلام
ما دو نفریم - حالا شما هرچی می خواید فکر کنید - مهم اینه که ما تنها نیستیم !! به وبلاگ ما دو نفر هم خوش اومدین امیدواریم بتونیم وقت شما رو بگیریم نظر هم یادتون نره !! منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388خرداد 1388 بهمن 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 پيوندها
کـافـی نـت وتــــرا بید مجنون موسیقی ایرانی خاطرات آمحرضا (داستانهاي گلپايگاني) شلم شووربا فال حافظ کدهای جاوا قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |