| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
وقتی یک مرد دروغ می گوید .....
روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه. هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه. " فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه.
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ " آره " هيزم شكن فرياد زد. فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه " هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره. نكته اخلاقي اين داستان اينه كه هر وقت يه مرد دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيد مي باشد!!! |+| نوشته شده توسط من و اون در یکشنبه 1384/10/25 و ساعت 17:25 |
ما ایرانی ها
ما ايرانی ها صبح در تهران از خواب بيدار ميشويم . محل شرکت تجاری و مرکز خريدمان در دوبی است. استعداد مام در تهران کشف شده امّا نبوغمان در اروپا شکوفا ميشود .
برای تحصيل به فرانسه يا لندن ميرويم امّا چون از کار در اروپا خوشمان نمی آيد در ايلات متحده آمريکا کار ميکنيم و هروقت بی کار شديم برای گرفتن حقوق بی کاری به اروپيه مرکزی ميرويم .
برنامه های تلويزيونی ما از لس آنجلس پخش و در خرم آباد دريافت ميشود .
فيلم هايمان را در بيابان های ايران ميسازيم اما در ونيز و پاريس و برلين آنها را نمايش ميدهيم و از آنجا جايزه فيلم سازی ميگيريم !
در کلن طرفدار جمهوری و در تهران طرفدار سلطنت هستيم . مهم ترين مقالات سياسيمان در اوين نوشته ميشود امّا در پاريس خوانده ميشود .
از واشنگتن نامزد انتخابات ميشويم امّا صلاحيتمان در تهران رد ميشود .
بنابراين در برلين انتخابات را تحريم ميکنيم و در لندن تصميم ميگيريم رفراندم برگزار کنيم .
در هلند عضو پارلمان و در اسرائيل رئيس جمهور ميشويم ، در تهران با حکومت مخالفت ميکنيم ، در عراق با حکومت ميجنگيم امّا در لبنان از حکومت دفاع ميکنيم .
در تهران کنسرت موسيقی پاپ برگزار ميکنيم امّا در فرانکفورت کنسرت موسيقی سنّتی مان با استقباله آلمانی ها رو به رو ميشود .
در آنکارا در موسيقی پپه ايرانی شرکت ميکنيم امّا در آنتاليا ميرقصيم .
در کانادا برنده مسابقه ملکه زيبايی ميشويم .
حقوق زنانمان در مشهد نقض ميشود امّا در سوئد از حقوق زنان دفاع ميکنيم !
وليعهدمان در آمريکاست ، ملکه مان در يکی از شهرهای فرانسه زندگی ميکند ، رئيس جمهور سابق مان در پاريس زندگی ميکند و رئيس قوه قضائيه مان متولد عراق است . در عوض نخست وزير عراق سال ها در ايران زندگی ميکرد و رئيس جمهور اسرائيل متولد ايران است!
در ايران زندگی و در ترکيه تفريح ميکنيم ، در آمريکا پولدار شده و برای مرگ به ايران بر ميگرديم !!!! |+| نوشته شده توسط من و اون در یکشنبه 1384/10/25 و ساعت 13:49 |
این شکلات با شکلاتهای دیگه فرق فکوله .....
با يك شكلات شروع شد . من يك شكلات گذاشتم توي دستش ، او يك شكلات گذاشت توي دستم .من بچه بودم ، او هم بچه بود . سرم را بالا كردم ، سرش را بالا كرد . ديد كه مرا مي شناسد . خنديديم . گفت « دوستيم » ؟ گفتم : « دوست دوست » . گفت « تا كجا ؟ » گفتم : « دوستي كه « تا » ندارد » . گفت : « تا مرگ !! » خنديدم و گفتم : « من كه گفتم تا ندارد ! » گفت : « باشد ، تا پس از مرگ ! » گفتم : « نه ، نه ، نه تا ندارد » . گفت : « قبول ، تا آنجا كه همه دوباره زنده مي شوند » يعني زندگي پس از مرگ ، باز هم با هم دوستيم ، تا بهشت ، تا جهنم ، تا هر جا كه باشد من و تو با هم دوستيم » . خنديدم ، گفتم : « تو برايش تا هر كجا كه دلت مي خواهد يك تا بگذار . اصلاً يك تا بكش از سر اين دنيا تا آن دنيا . اما من اصلاً تا نمي گذارم . نگاهم كرد . نگاهش كردم . باور نمي كرد . مي دانستم . او مي خواست حتماً دوستي مان تا داشته باشد . دوستي بدون تا را نمي فهميد .
گفت : « بيا براي دوستي مان يك نشانه بگذاريم » . گفتم : « باشد تو بگذار » . گفت : « شكلات . هر بار كه همديگر را مي بينيم يك شكلات مال تو ، يكي مال من . باشد ؟ » گفتم : « باشد » .
هر بار يك شكلات مي گذاشتم توي دستش ، او هم يك شكلات توي دست من . باز همديگر را نگاه مي كرديم يعني كه دوستيم ، دوست دوست . من تندي شكلاتم را باز مي كردم و مي گذاشتم توي دهانم و تند تند آن را مي مكيدم . مي گفت : « شكمو ! تو دوست شكمويي هستس » . و شكلاتش رو مي گذاشت توي يك صندوق كچولوي قشنگ . مي گفتم : « بخورش ! » . مي گفت : « تمام مي شود . مي خواهم تمام نشود ، براي هميشه بماند » .
صندوقش پر از شكلات شده بود . هيچ كدامش را نمي خورد . من همه اش را خورده بودم . گفتم : « اگر يك روز شكلات هايت را مورچه هت بخورند يا كرم ها ، آن وقت چكار مي كني ؟ » گفت : « مواظب شان هستم . » مي گفت مي خواهم نگه شان دارم تا موقعي كه دوست هستيم و من شكلات را مي گذاشتم توي دهانم و مي گفتم : نه ، نه ، تا ندارد . دوستي كه تا ندارد .
يك سال ، دو سال ، چهار سال ، هفت سال ، ده سال و بيست سال شده است . او بزرگ شده است . من بزرگ شدهام من همه شكلات ها را خورد ه ام . او همه شكلات ها را نگه داشته است . او آمده است امشب تا خداحافظي كند ، مي خواهد برود . برود آن دور دورها . مي گويد : « مي روم اما زود بر مي گردم » . من مي دانم ، مي رود و بر نمي گردد . يادش رفت شكلات را به من بدهد . من يادم نرفت . يك شكلات گذاشتم كف دستش . گفتم : « اين براي خوردن » . يك شكلات هم گذاشتم كف آن دستش : « اين هم آخرين شكلات براي صندوق كوچكت » . يادش رفته بود كه صندوقي دارد براي شكلات هايش . هر دو را خورد . خنديدم . مي دانستم دوستي من « تا » ندارد . مي دانستم دوستي او « تا » دارد . مثل هميشه . خوب شد همه شكلات هايم را خوردم . اما او هيچكدامشان رو نخورد . حالا با يك صندوق پر از شكلات نخورده چه خواهد كرد |+| نوشته شده توسط من و اون در شنبه 1384/10/24 و ساعت 20:40 |
سلام - این پست یه مطلب قدیمیه- ولی از اونجا که خیلی باحاله دوباره می ذاریم- امیدواریم خوشتون بیاد از دوست عزیزمون علیرضا هم ممنون تست های فرهنگی هنری هنرپيشه معروف سينما ؟ هنرپيشه مرحوم سينما ؟ هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟ هنرپيشه زن معروف سينما ؟ بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟ يکي از آهنگ هاي منصور ؟ خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟ تست های ورزشی مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟ کشتي گير گردن کلفت ايران ؟ تيم فوتبال آباداني ؟ باشگاه انگليسي ؟ بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟ دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟ مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟ مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟ تست های علمی تفريحی مساحت دايره چقدر است ؟ سرعت نور چقدر است ؟ کدام عبارت زير بايد فيلتر شود ؟ کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد ؟ ماري کوري کاشف چه بود ؟ در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟ شاعر قرن ده دوازده؟ فعل “خوردن” را صرف کنيد ؟ يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟ دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟ شاخه اي از علم فيزيک ؟ نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟ يکي از اشکال ماده ؟ نام ديگر اسيد فرميک ؟ نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟ نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و … ؟ |+| نوشته شده توسط من و اون در پنجشنبه 1384/10/22 و ساعت 17:6 |
پدر ...........
4 ساله بودي:پدرم هر کاري رو ميتونه انجام بده.
5 ساله بودي:اون خيلي قوي و باهوشه.
6 ساله بودي:پدرم از پدر تو باهوش تره.
7ساله شدي:باباي من از باباي تو قويتره.
8 ساله شدي:همه چيز رو هم نميدونه،خيلي چيزهارو نميدونه.
10 ساله شدي:اون موقعها که پدرم پسر بچه بود همه چي فرق ميکرد.
12 ساله شدي:پدرم هيچي در اين مورد نميدونه.پير شده بچگيش يادش نمياد.
14 ساله شدي:زياد حرفهاي پدرم رو تحويل نگير ،خيلي پرته.
18 ساله شدي:درک نميکنه!نمي شه هر حرفي رو بهش زد.شوت ميزنه!
21 ساله شدي:به طور مايوس کننده اي پدرم هيچي حاليش نيست.
25 ساله شدي:بد نيست ازش بپرسم نظرش در اين مورد چيه.هرچي باشه تجربه داره.
35 ساله شدي:ترجيح ميدم با پدرم مشورت کنم.
40 ساله شدي:موندم چطوري تونست از پس اين کار بر بياد.چقدر عاقله.
50 ساله شدي:حاضرم همه چيزمو بدم که پدر برگرده تا من بتونم ۱بارهم شده دستشوببوسم. |+| نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه 1384/10/20 و ساعت 10:46 |
سرقت مسلحانه
شنیدیم که چند روز پیش سارقی (یه دانشجو!) با یه قبضه اسلحه کلاشینکف حالا متصدی باجه که رنگش شده عین گچ دیوار برای سهولت کار و رعایت حال مشتری!! هر چی Traveler دم دستشه میده به آقا دزده.(مشتریا هم که انگار تا حالا دزد ندیدن!!! زل زدن بهش ما تو فیلم ها دیده بودیم که وقتی سارقی وارد بانک میشه همه رو می خوابونه رو زمین و کسی جرات نمی کنه حتی پلک بزنه.خلاصه بعده اینکه سارق چکها رو می گیره از بانک خارج میشه و رییس و معاون شعبه به رسم مشتری نوازی٬ مهر ورزی یا هر چی که اسمشو می ذارین تا دم درسارق رو بدرقه می کنند(هنوز صدای آژیر تو محل شنیده میشه) سارق که هنوز Travelerها دستشه (Traveler ندیده رییس شعبه که دیشب فیلم جدید Jade Lee رو دیده وقتی می بینه موتور روشن نمی شه با یه حرکت آکروباتیک موتوره رو نقش بر زمین می کنه. دزده که حالا میشه لرزش دستاشو دید٬ دست پاچه تر میشه و Traveler ها همه جا پخش و پلا میشن. یکی از مشتری ها ( Stunt master ) که میگن تو دسته محمود اینا!!(مگس وزن) کشتی می گرفته می پره رو سر دزده - آدمو یاد فیلم کلبه وحشت میندازه ...................................................................................... نتیجه حرفه ای: یه شب قبل از هر کاری! ابزار و وسایل مورد نیاز از قبیل جوراب و موتور رو چک کنید. نتیجه تربیتی: بابا نذارین بچه ها اینقدر 100 فیلم٬ سینما ٬4 سینما 1 و..... ببینند. نتیجه اخلاقی: بچه بشين سر درس نتیجه غير اخلاقي : سر ظهر بانك خلوت تره |+| نوشته شده توسط من و اون در یکشنبه 1384/10/18 و ساعت 20:49 |
طریقه باکلاس شدن ......
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم! ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟ ![]() |+| نوشته شده توسط من و اون در شنبه 1384/10/17 و ساعت 16:12 |
یه خاطره ........
میخوام یه خاطره از دوستان دوره دانشگاهیم بگم که الان هم هنوز دانشجوی رشته آخر کامپیوتره
سال ۱۳۸۲ ترم دوم بود که داشت برای خودش می خوند: آبی رنگ عشقه مثل رنگ چشای مهربونت مثل رنگ دریای عاشقونه هفته بعدش می خوند: زرشکی رنگ عشقه مثل رنگ چشای مربونت. زرشکی رنگ عشقه مثل رنگ فصل انار عاشقونه. و هفته بعدیش میخوند: لیمویی رتنگ عشقه رنگ چشمای مهربونت لیمویی رنگ عشقه مثل رنگ خیال نرم عاشقونه دیدیم این دوستمون داره داغون میشه از دوست دخترش خواهش کردیم دیگه لنز به چشماش نزاره. |+| نوشته شده توسط من و اون در جمعه 1384/10/16 و ساعت 17:23 |
اختراع میکنیم .........
مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.
زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!
مرد قمار را کشف کرد و کارتهاي بازي را اختراع کرد.
زن کارتهاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!
مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.
زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!
مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!
مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!
از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود! |+| نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه 1384/10/13 و ساعت 20:32 |
کنکوری ها همکنون به فکر آینده خویش باشید......
76-79 جامعه مدني! آزادي بيان! آزادي انديشه! 80-84 جامعه آزاد! آزادي روابط ...! آزادي سايتهاي با حال فيلتر شده! *** 76-79 توقيف روزنامههاي اصلاح طلب را محكوم ميكنيم! 80-84 توقيف كار ت دانشجويي هاي ما در حين صحبت با همديگر را محكوم ميكنيم! *** 76-79 چرا كيفيت غذا هاي سلف پايين اومده 80-84 چرا كيفيت صداي تلفن داخلي خوابگاه پايين اومده؟ *** 76-79 مرگ بر انحصار طلب 80-84 مرگ بر سرويسهاي 7:15 *** 76-79 انتخاب اشخاص كار درست در انتخابات انجمن اسلامي خيلي مهم است. 80-84 انتخاب خوشگاها و خوشتيپ ها در انتخاب خيلي مهم است *** 76-79 دانشجو! دانشجو ! اتحاد اتحاد! 80-84 دانشچو صفا كن! دانشگاهو .....! *** 76-79 استقلال دانشگاه، تامين بايد گردد! 80-84 استقلال سرور پرسپوليسه! پرسپوليس سرور استقلاله! *** 76-79 يار دبستاني من، با من و همراه مني، چوب الف ..... 80-84 يارت نميشم! گرفتارت نميشم! برو بروبروبروبروبروبروبروبرو! *** 76-79 بايد صداي دانشجوها هميشه طنين انداز باشد! 80-84 بايد صداي نوار دامبولي ديمبولي هميشه بلند باشد! *** 76-79 بايد ظرفيت دانشگاهي را بالا برد 80-84 بايد آمار رفتن دانشجويان به اردوهاي مختلط را بالا برد! *** 76-79 دانشجو بايد عاشق تحصيل و علم و در كنار آن شناخت عميقي از جامعه باشد. 80-84 دانشجو بايد عاشق (......)باشد! آآهههه. *** 76-79 دانشجو بايد چند بعدي باشد! 80-84 دانشجو بايد nد بعدي باشد! *** 76-79 دانشجو بايد از حاظ فكري به روز باشد 80-84 دانشجو باي تيپ و قيافهاش UP to Date باشد. *** 76-79 دانشجو بايد آمار ناهنجاريها و بحرانهاي جامعه دستش باشد! 80-84 دانشجو بايد آمار خوابگاه و داشكده و .... را داشته باشد *** 76-79 خداحافظ آقا! ديگه موندن من فايده نداره! 80-84 برو بينيم بابا! معلومه كه بايد بري تازه هنوز 9 و 10 و 11 و12 ترمههات هنوز نرفتن *** 76-79 دانشجو درحال مذاكره مباحصه مفاعله 80-84 دانشجو درحال تفريح مخ زدن پارتي.! ما اينيم ديگه داداش! |+| نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه 1384/10/13 و ساعت 20:12 |
تفاوت های دختر ها و پسر های ایرونی
تفاوت های دختر ها و پسر های ایرونی 1-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند 2-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده! 3-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه 4-یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!! 5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره! 6-دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن 7-اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه و جوات هستی دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه! 8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست. 9-دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره. 10-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله! 11-دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند! 12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن. 13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید. 14-دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن 15-دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا و و خواب و تخت خواب 16-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن! 17-یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه. 18-پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن! 19-یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه! 20-یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم! 21-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش! 22-دختر ترشیده میشه اما پسر نه!!!! 23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه می فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باهال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به ما دونفر به شدت اعتراض مي كنن |+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1384/10/12 و ساعت 19:20 |
سلام وبلاگ بزودی آپ دیت میشود زیاد حرص نخورین |+| نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه 1384/10/06 و ساعت 17:49 |
|
درباره وبلاگ
![]() سلام
ما دو نفریم - حالا شما هرچی می خواید فکر کنید - مهم اینه که ما تنها نیستیم !! به وبلاگ ما دو نفر هم خوش اومدین امیدواریم بتونیم وقت شما رو بگیریم نظر هم یادتون نره !! منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388خرداد 1388 بهمن 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 پيوندها
کـافـی نـت وتــــرا بید مجنون موسیقی ایرانی خاطرات آمحرضا (داستانهاي گلپايگاني) شلم شووربا فال حافظ کدهای جاوا قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |