| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
فـــــــــــــرهنگ لـــغـــات
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود |+| نوشته شده توسط من و اون در جمعه 1384/08/27 و ساعت 13:33 |
بعضی ها ..... شما چطور!؟
بعضيها شعرشان سپيد است، دلشان سياه، بعضيها شعرشان كهنه است، فكرشان نو، بعضيها شعرشان نو است، فكرشان كهنه، بعضيها يك عمر زندگي ميكنند براي رسيدن به زندگي، بعضيها زمينها را از خدا مجاني ميگيرند و به بندگان خدا گران ميفروشند. بعضيها حمال كتابند، بعضيها بقال كتابند، بعضيها انبارداركتابند، بعضيها كلكسيونر كتابند بعضيها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان، بعضيها اصلا قيمتي ندارند، بعضيها به درد آلبوم ميخورند، بعضيها را بايد قاب گرفت، بعضيها را بايد بايگاني كرد، بعضيها را بايد به آب انداخت، بعضيها هزار لايه دارند بعضيها ارزششان به حساب بانكيشان است، بعضيها همرنگ جماعت ميشوند ولي همفكر جماعت نه، بعضيها را هميشه در بانكها ميبيني يا در بنگاهها. بعضيها در حسرت پول هميشه مريضند، بعضيها براي حفظ پول هميشه بيخوابند، بعضيها براي ديدن پول هميشه ميخوابند، بعضيها براي پول همه كاره ميشوند. بعضيها نان نامشان را ميخورند، بعضيها نان جوانيشان را ميخورند، بعضيها نان موي سفيدشان را ميخورند، بعضيها نان پدرانشان را ميخورند، بعضيها نان خشك و خالي ميخورند، بعضيها اصلا نان نميخورند، بعضيها با گلها صحبت ميكنند، بعضيها با ستارهها رابطه دارند. بعضي ها صداي آب را ترجمه ميكنند. بعضي ها صداي ملائك را ميشنوند. بعضي ها صداي دل خود را هم نميشنوند. بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نميدهند. بعضي ها در تلاشند كه بيتفاوت باشند. بعضي ها فكر ميكنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست. بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست. بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود ميدانند. بعضي ها فكر ميكنند پول مغز ميآورد و بي پولي بي مغزي. بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر ميكشند. بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه ميگيرند. بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نميكشند. بعضي ها يك درجه تند زندگي ميكنند، بعضيها يك درجه كند. هيچكس بيدرجه نيست. بعضي ها حتي در تابستان هم سرما ميخورند. بعضي ها در تمام زندگيشان نقش بازي ميكنند. بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ. بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر، بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي به وسعت كل هستي. بعضي ها به پز ميگويند پرستيژ. |+| نوشته شده توسط من و اون در جمعه 1384/08/27 و ساعت 13:0 |
مي دوني فاصله بين انگشت هات براي چيه؟ براي اينه كه يك نفر ديگه با انگشتهاش اونها رو پر كنه پس دنبال اون كسي باش كه بتونه اونها رو برات پر كنه اگر خدا بهت داد نگهش داره |+| نوشته شده توسط من و اون در جمعه 1384/08/27 و ساعت 10:12 |
تقدیمی کوچک از من
گفتي كه به احترام دل باران باش |+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1384/08/23 و ساعت 18:56 |
اگر شما دیدید به ما بگید
یک پسر خوب ... يک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گير نميدهد . يک پسر خوب موقع رفتن به خواستگاری برای نشان دادن عظمت خانوادگی گذشته از تمامی فاميل های درجه ۱-۲-۳-۴ و الی آخر از آقا رضا بقال محترم محله٬ حاج علی قصاب محترم و ما بقی کسبه محل به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت بعمل می آورد . |+| نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه 1384/08/23 و ساعت 16:2 |
راه مـا دو نفــر
عشق واقعی عشق به خالق عشقه عشق واقعی عشق به خداست - خدایی که عاشق بنده خودشه کسی که عاشق خداست همیشه شاده و چون خدا همیشه با اونه هیچ وقت تنها و غمگین نیست و این عشق دنیاست که دیر یا زود غم و اندوه و تنهایی را به ارمغان میاره ما ادعایی نداریم - ولی عاشقیم و سعی می کنیم که همدیگرو شاد کنیم - چون نیمه دوم و مهمتر عشق شادیست |+| نوشته شده توسط من و اون در یکشنبه 1384/08/22 و ساعت 13:27 |
سلام - به علت اعتراضات وارده توسط همشیره های محترمه به مطالب وبلاگ (و حفظ جان بندگان خدا ) مطالب زیر به درخواست آنها ارائه می شود- ان شاالله همه به پای هم پیر شوند- ومن الله توفیق - ما دو نفر هم همینطور خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن ! اول بدبختی سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن ! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن و تکنو را ميرن ! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم ميشن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز ميشن! ديدشون عوض ميشه سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟ سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمی اومدم |+| نوشته شده توسط من و اون در یکشنبه 1384/08/22 و ساعت 12:10 |
خودآموز مخ زدن دخترها تهرانی - ویژه کلیه داوطلبین
توجه به صورتهای دیگه. سلام .از اونجایی که تازگیا هر کس با مامانش دعوا می کنه سریع میره سر خیابون وای میسه و به خواهر و مادر شرعی ما تیکه میندازه من امروز تصمیم گرفتم يه مطلب بزنم در مورد چگونگی مخ زدن دختران مسلمان و غیر مسلمان ایرانی بدون اینکه این وسط حقی خورده بشه و یا شیشه ای شکسته بشه و ... اولین قدم جهت مخ زدن یک همشیره انتخاب سوژه میباشد.یعنی باید بفهمی کدوم دختر پا میده و کدوم پا نمیده ! که تشخیص این امر خیلی ساده است. فقط نیازمند کمی وقت و بیکاری است.یعنی شما میرید سر خیابون وایمیسید و به دقت خواهران شرعی خودتون رو زیر نظر میگیرید و اونایی که رفتارشون به شرح زیر می باشد بلا نسبت مثل سگ پا میدن!!! 1-اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زل میزنن تو چشمای طرف! 2-اونایی که دبیرستانی هستند و در مقطع اول و دوم دبیرستان درس می خونند! 3-اونایی که خیلی تابلو رفتار می کنن و سرشون با گوششون بازی میکنه! 4-اونایی که تو خیابون حتی با دیدن ویترین بقالی وایمیسن و پفک و چیپس ها رو دید می زنن! 5- اونایی که خیلی زشت هستند و سال به سال نخ اصلاح و اپی لیدی مصرف نمی کنن! بتون قول میدم که اینگونه دختر ها حتی اگر یه تیکه جواتی هم بشون بندازین سریع پا میدن و میان آویزون شما میشن! اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه گنده تر از دهنشون بر دارند - حتی اگر قیافه اونها یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه – و به دنبال دخترای فشن و با کلاس هستند , پس من سر همین موضوع تمرکز می کنم و بتون میگم که چیکار کنید اما ابتدا به شیوه تبلیغ های تلویزیونی با چند تا سوال شروع میکنم: آیا شما تازه به شهر آمده اید ؟ آیا شما جوات هستید؟ آیا شما قیافه ای فاجعه آمیز دارید؟ آیا صورت شما طی عملیات شهادت طلبانه ای در جنگ جهانی دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟(یه چیزی تو مایه های همون فاجعه آمیز) آیا شما لهجه دارید؟ آیا شما به دنبال یک دختر کلاس بالا می گردید؟ آیا شما دنبال دختری با شلوار برمودا هستید؟ و بالاخره آیا شما به دنبال زیدی هستید که زمین تا آسمان از نظر تیپ و مایه و قیافه با توی در به در تفاوت داشته باشد؟ اگر جواب همه سوال های بالا بلی یا آره یا Yes هستند لازم است به شما بگویم که هرگز نگران نباشید .چون ما دو نفر در در كنار شما هستيم شما با داشتن تنها چند بلیط اتوبوس می توانید به خواسته خود برسید!بله درست حدس زدید! کافیه چند تا بلیط اتوبوس داشته باشید تا از سل سبیل و یا نظام آباد خودتون را به جردن-فرشته-فرمانیه-تجریش-ونک و ... برسانید و بقیه اش با من! قبل از اینکه چگونگی مخ زدن رو بتون یاد بدم ابتدا آماری از پا دادن دخترای بالا شهر بگم: 1-دخترای که پاتوقشون میر داماد- جردن و فرشته می باشد فقط به ماشین دار ها پا میدن و اگر شما ماشین ندارید یا ماشینتون کمتر از15 میلیون هست نیازی نیست وقتتون رو تلف کنید و به چنین مکان هایی برید و بهتره که به همون آریا شهر و جنت آباد بسنده کنید! 2-دخترایی که پاتوقشون تجریش – فرمانیه- نیاوران و اون بالا ما لا ها(به غیر از قیطریه) می باشد حتی با ماشین 15 میلیونی هم نمیشه مخشون رو زد چون این دخترا قبلاً مخشون زده شده (توسط بچه محل هاشون) و جنس بی صاحاب در چنین مکان هایی پیدا نمیشه! تبصره: دخترای قیطریه همشون شبا توی چت روم ها پلاس هستند پس بدون دردسر میتونید تورشون کنید! 3-دخترایی که پاتوقشون شهرک غرب هست خودشون ماشین دارند و بنا براین مخشون زدنی نیست (نکته:90 درصد دختر ها اصولاً به این دلیل پا میدن که یه احمقی بیاد با ماشن ببردشون کافی شاپ و پاساژ الهیه و بعدشم برسوندشون خونه!پس اگر طرف خودش ماشین داشته باشه دیگه عمراً پا بده مگر در مواردی خاص!) 4-دخترای پاسداران و گیشا حتی به راننده تاکسی هم پا میدن پس این دو نقطه بهترین مکان برای تور کردن داف می باشد! 5-دخترای آریا شهر هم که ماشالا خودشون پسر تور میکنن! 6- دخترای جنت آباد هم که دیگه نیازی به توضیح من نیست!!!! 7-از آریا شهر به پایین هم دخترا دو دسته میشن:دسته اول اونایی که که در بالا 5 تا از ویژگی هاشون رو گفتم و این دسته حتی با جدول کنار خیابون هم طرح دوستی میریزند و دسته دوم که به دلیل داشتن چند تا برادر قلچماق اصلاً کسی طرفشون نمیره.... اما نحوه مخ زدن: الف: مخ زدن دخترای بالا شهری: وسایل مورد نیاز:یک جفت صندل سفیدDarki –شلوار مدل بوسینی ,Buddyو یا هر شلواری که بشه دمپاش رو بالا زد-یک تیشرت خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی کمرنگ یا مشکی)- ترجیحاً موی بلند – ریش عجیب و غریب- چشمای هیز و کشیده –ماشین بالای 15 میلیون و همچنین مقداری زبان به اندازه کافی! (یه چیزی تو مایه های خودم!) روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی مثل:خانوم ببخشید ساعت چنده؟ - میشه وقتتون رو بگیرم؟ - جیگرتو بخورم و ... کاربردی نداره باید و باید به جاش کار های زیر رو انجام بدید: 1- به بالای شهر رفته و جولوی یکی از مراکز تجاری مقادیری با ماشین خود به متر کردن خیابون ها می پردازید.2-سوژه مورد نظر را شناسایی میکنید 3- با ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین پیاده میشوید(ضبط ماشین روشن باشد). 4- وقتی از ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون اینکه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مرکز تجاری میشوید .5-سپس از مرکز تجاری خارج میشوید و به سمت ماشین خود می آیید .(بتون قول میدم سوژه همچنان کنار ماشین شما ایستاده است)6-سوار ماشین می شوید و اصلا به سوژه توجه نمیکنید.7- با ماشین چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می کنید و به سمت سوژه می آیید و به او می گویید:سلام.بیا بالا .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا بشین بریم! تبریک میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید! ب-دخترای وسط شهر : وسایل مورد نیاز:همه چیز های بالا به غیر از ماشین بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی مناسبه.مواظب باشید که ماشینتون کلاسش از 206 بیشتر نباشه چون دختره در این مواقع احساس سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میکنه و عمراً بتون پا بده!) روش مخ زدن:1-با ماشین خیلی آروم در کنار خیابون حرکت میکنید و هر دختری که دیدید جولوش ترمز میکنید و بش میگید : سلام. سوار شو بریم با هم یه دور بزنیم)اتول میزنید) تبصره:87 درصد دختر ها در این هنگام سوار ماشین نمیشن اما شما نا امید نشید و بازم به طرف گیر بدید و بتون اطمینان میدم که طرف در بار سوم سوار ماشین میشه. ج.دخترای پایین شهر: وسایل مورد نیاز:چیز خاصی مورد نیاز نیست فقط کافیه مقداری روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجیحاً صورتتون پر از جای چاقو باشه.چون دخترای این قسمت شهر به کسی پا میدن که یه نمه تو مایه های فردین باشه! روش مخ زدن:پس از اطمینان از اینکه سوژه مورد نظر برادر یا پسر خاله یا پسر عمو و اینا نداره میرید به سمتش و بش میگید:آبجی یه غلام لوتی نمی خوای؟! تبریک میگم شما تونستی یه زید واسه خودتون ردیف کنید!از همین الان دارم هفته بعد رو مجسم میکنم که یه پیکان جوانان گوجه ای زیر پا و زید بغل و جاده شمال!!! در ضمن خانومای عزیز که بشون بر میخوره لطف کنن اول برن با بی اف هاشون به هم بزنن بعد بیان اینجا به من فحش بدن که شخصیت دختر ها رو زیر سوال بردم! |+| نوشته شده توسط من و اون در شنبه 1384/08/21 و ساعت 16:38 |
به ایران خوش اومدی
خاطرات یک جهانگرد انگلیسی که از ایران دیدن کرده بود :
۱- ایرانیها فوق العاده مهمان نوازند . ۲- بجای مشروب الکل سفید می خورند !!! ۳- گروه مدرن تالکینگ مشهورترین و معروف ترین گروه موسیقی جهانه!! |+| نوشته شده توسط من و اون در شنبه 1384/08/21 و ساعت 15:0 |
سلام همانطور که می دونستم مطلب آدامس برای من دردسر درست کرده آقا مطلب فقط یه طنز بود - همین |+| نوشته شده توسط من و اون در شنبه 1384/08/21 و ساعت 10:29 |
تفاوتهاي بين مردان و زنان
تفاوتهاي بين مردان و زنان آينده: عروسي: هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي." |+| نوشته شده توسط من و اون در جمعه 1384/08/20 و ساعت 12:13 |
شما آدامس دوست دارید ؟
آقا - این آدامسها چنده ؟
يك دختر مثل يك آدامس است... جويدن طولانى هر آدامسى به جز بيمزه شدنش حاصلى ندارد. از خواهران محترم تقاضا می شود فقط نظر بدهند (فقط نظر) با این مطلب برای خودم شر درست کردم - خدا رحم کنه !!! |+| نوشته شده توسط من و اون در جمعه 1384/08/20 و ساعت 11:43 |
عجب حافظه ای
يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره |+| نوشته شده توسط من و اون در پنجشنبه 1384/08/19 و ساعت 11:57 |
شاید بخندی
سازمان بهداشت جهاني براي آزمايش يك واكسن جديد و خطرناك احتياج به داوطلب داشتند. از ميان مراجعين فقط سه نفر واجد شرايط اعلام شدند. يك آلماني، يك ايراني و يك فرانسوي. قرار شد براي انتخاب نهايي با آنها تك تك مصاحبه شود. از آلماني پرسيد: براي اينكار چقدر پول ميخواهيد؟ او گفت: صد هزار دلار، اين پول را ميدهم به زنم كه اگه از اين واكسن مردم يا فلج شدم زنم بيپول نماند. از فرانسوي نيز همين سوال را كردند و او گفت: من دويست هزار دلار ميگيرم، صد هزارتا براي زنم و صدهزارتا هم براي معشوقهام. سوال را از ايراني هم پرسيدند و او گفت:من سيصدهزاردلار ميخواهم. صدهزارتا براي خودم، صد هزارتا هم حق و حساب شما، صد هزارتاشو هم ميدم به اين آلماني كه واكسن را بهش بزنيد!
|+| نوشته شده توسط من و اون در پنجشنبه 1384/08/19 و ساعت 11:55 |
انواع داداش
انواع داداش
اصولا دخترهاي اين زمونه هفت هشت نوع داداش دارند. هر كدوم از داداشاشونو هم واسه يه كاري مي خوان... داداش شماره يک : بچه پول دار ! ماشين داره ! رستوران خوب مي رن باهم! اينترنت 24 ساعته مجاني هم بعنوان اشانتيون بهشون ميده ! داداش شماره دو : يه پسر رومانتيك ! خوراك درددل بشينن نصفه شبها باهم درددل كنند و گريه كنن باهم. داداش شماره سه : بچه خلاف و شر چت روم ! هر پسري بخواهد تو اينترنت اذيتشون كنه خان داداش جون حالشو مي گيره ! دادش شماره چهار : از نوع هنري ! خوراك رفتن باهم به سينما، تئاتر و موزه ! و محافل نقد فيلم ! بليط جشنواره فجرشون تضمينيه ! موهاي اين مدل داداش ترجيحا بلنده ! به اضافه ريشهايي مدل دار! داداش شماره پنج : خوش تيپ ! خوراك اينه كه ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنين چه داداش جيگري دارم ! داداش من خيلي خوش تيپه! داداش شماره شش : بچه معروف ! هر هفته پنج شنبه ها يه پارتي دعوتت مي كنه ! رقصشم خوبه ! همه مدله بلده برقصه! داداش شماره هفت : متخصص كامپيوتره ! هر وقت كامپيوترت خراب شد داداش جونت مياد برات درست مي كنه! داداش شماره هشت : بچه مثبته.. بچه مودبيه .. وقتي مي ري باهاش بيرون لپ هاش سرخ ميشه، خوراك اينه ببري به مامانت نشون بدي بگي مامان جون اين دوست پسره منه! مامانت عاشق اين جور پسراست! پسر نيستن که اصلا شاخ شمشادند!!!!!!!!!
|+| نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه 1384/08/17 و ساعت 20:36 |
خودآموز خودكشي - ويژه كليه داوطلبين
خودكشي اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنجهای فراوان يا بالعکس صورت ميگيره. به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش ميارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد. و اما000 برخلاف نظر خيليها که میگن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندي ميكنيم: کسی که در عشقش شکست خورده کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه شما جزو كداميك از دستههاي بالا هستيد؟ حالا فرض میکنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل ميكنه و عزمشو برای خودکش جزم ميكنه. به دور برش نگاه ميكنه و اين وسايل رو ميبينه طناب تيغ ريش تراشی مصرف شده خب... براي شروع بد نيست ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب ميكنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه فرض کنيد درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پيدا میکنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب میخوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون Sharmandeh...vali vagheiyat Talkhe
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنیتر باشه تا دل همه حسابی بسوزه.
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگيريد. يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره. ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد این رو یکی از دوستایه مارشالی سقط میکنه که الان جند وقته غیب شده اوله اسمش هم نریمان بید فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟ يا اونايي که روی سرشون نايلون میکشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب میبندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له میشن... اينا همشون ديوونهان خودکشی ايدهآل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و... باشه ژاپونیها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو میکنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل ميزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما میميريد. Albate dar khanoma dastan fargh mikone Midoonin ke chera در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد يه جور خودکشی که بيشتر بين شکموها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره... چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمیرسی و معمولا زنده میمونی. نمونهاش اينكه: يه بنده خدايي که با سیتا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بریها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد و ديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو میجوه. زنده بگوری خداييش اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو ميکشن، وسط يا آخر کار پشيمون میشن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون ميشه و اين درحاليه که داره خفه میشه... يارو میدوه بيرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پايين و میميره... و جالب اينکه مرگش نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه: مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد. يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا ! پس عاقلانه تر رفتار کنيد. تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد: زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش) بهترين لباستونو تنتون کنيد حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد. لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه Albate In noo khodkoshi Jadidan dar aghayon ravaj peida karde khoda ro shokr dokhtara sare aghl Omadan قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد. حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی برای جنس نرينه «استفاده از جوراب» برای جنس مادينه « سوء استفاده از موش» توی جهنم میبينمتون |+| نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه 1384/08/17 و ساعت 19:0 |
پسرها و دخترها در حمام !!!!!!!!!!!
يك دختر در حمام... ساعت ۴ بعد از ظهر. ۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره. ۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش. ۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان. ۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده. ۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره. ۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره. ۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه. ۸ ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي!!!! ۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته. ۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده. ۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت. ۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه. ۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه. ۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه. ساعت ۸ شب. يك پسر در حمام.... ساعت ۴ بعد از ظهر. ۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق. ۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم. ۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه. ۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش... ۵ ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره. ۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون. ۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره. ۸ ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا ۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده . ۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش. ۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش. ۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه) ۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق. ۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه. ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر |+| نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه 1384/08/17 و ساعت 18:51 |
|
درباره وبلاگ
![]() سلام
ما دو نفریم - حالا شما هرچی می خواید فکر کنید - مهم اینه که ما تنها نیستیم !! به وبلاگ ما دو نفر هم خوش اومدین امیدواریم بتونیم وقت شما رو بگیریم نظر هم یادتون نره !! منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388خرداد 1388 بهمن 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 پيوندها
کـافـی نـت وتــــرا بید مجنون موسیقی ایرانی خاطرات آمحرضا (داستانهاي گلپايگاني) شلم شووربا فال حافظ کدهای جاوا قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |